امروز سه شنبه، 3 بهمن 1396

علیرضا طاهری/ کارکردهای سازمان‌هاي غيردولتي در پیشگیری از ناهنجاریهای اجتماعی

تاریخ ثبت : 25 خرداد سال 1394 - چاپ صفحه
علیرضا طاهری/ کارکردهای سازمان‌هاي غيردولتي در پیشگیری از ناهنجاریهای اجتماعی

كشورها از نظر سطح توسعه، يگانه و همانند نيستند در يك نگاه كلي مي‌توان كشورها را به سه دسته تقسيم كرد: كشورهاي توسعه یافته، در حال توسعه و عقب مانده.

معمولاً در كشورهاي عقب مانده بحث سازمان‌هاي غيردولتي چندان مطرح نيست و به دليل محدوديت‌هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي امكان نضج و گسترش اين سازمان‌ها وجود ندارد.

در كشورهاي توسعه یافته سازمان‌هاي غيردولتي نقش بسيار فعال و كاركردهاي بسيار مهمي را ايفا مي‌كنند و يكي از دلايل اصلي نظم اجتماعي را بايد در كاركرد سازمان‌هاي غيردولتي جستجو كرد كه معمولاً كمتر دچار ناهنجاری و مشکلات اجتماعی و رفتاری  مي‌شوند و بسياري از ناهنجاری های اجتماعي قبل از بروز توسط اين سازمان‌ها ممانعت و پيشگيري مي‌شود به تدبير ديگر زمينه‌هاي شكل‌گيري بحران مسدود مي‌گردد.

اما در كشورهاي جهان سوم و كشورهاي در حال توسعه شرايط فرق مي‌كند.

اين كشورها با گذر از مرحله سنت و ورود به عصر جدید، با تحولات و شكاف‌هاي بزرگي مواجه مي‌گردند كه مهمترين مشخصه آن فروپاشي نظم كهن و عدم شكل‌گيري نظم جديد است. در اين شرايط اين كشورها با بحران‌هاي متفاوتي مواجه هستند، بحران‌هايي مثل بحران مشاركت، بحران اجماع، بحران انفجار نيازها و بحران هويت.

علت اين شرايط را بايد در ساخت نايافتگي، عدم تمهيد ساختارهاي جديد براي پاسخگويي به نيازهاي اجتماعي، ناكاركرد شدن الگوها و مولفه‌هاي فرهنگي، تغيير در سطح آموزش و برخي از عوامل ديگر دانست.

در اين كشورها بايد نقش بي‌بديلي براي تأثير سازمان‌هاي غيردولتي در مهار ناهنجاری ها قايل شد.

اين سازمان‌ها داراي كاركردهاي متفاوتي هستند كه هر يك از آن كاركردها مي‌تواند در خدمت جامعه براي مهار بحران‌ها و ممانعت از بروز اختلالات اجتماعي قرار گيرد. از جمله اين كاركردها مي‌توان به:

1. كاركرد مشاركت آفرين

در مرحله توسعه اجتماعي، مكانيزم‌هاي قبلي مشاركت‌‌آفرين ناكاركرد شده و بايد روش ها و شيوه‌هايي كه منطبق بر نيازها و شرايط جديد باشد جايگزين مكانيزم‌هاي قبلي شود. سازمان‌هاي غيردولتي اين بستر و زمينه را فراهم مي‌آورند تا افراد بتوانند با سلائق و گرايش‌هاي متعدد در عرصه‌هاي متفاوت اجتماعي، سياسي، فرهنگي، هنري، ورزشي ... به فعاليت بپردازند. اين نقش خود واجد كاركردها و تأثيراتي هم در سطح فردي و هم در سطح اجتماعي است. در سطح فردي مانع ذره‌اي شدن اعضاي جامعه، بيگانگي اجتماعي، افسردگي و ... شده و بلعکس روح نشاط، آرمان‌خواهي، تلاش، پويش و آگاهي را در آن‌ها زنده مي‌كند و در سطح اجتماعي نيز كاركرد مشاركتي اين سازمان‌ها جامعه را در پيشبرد اهداف جمعي ياري مي‌دهد.

 2. كاركرد آموزش و جامعه‌پذيري اجتماعي

آموزش اجتماعي شهروندان براي ورود به عرصه اجتماعي و آگاهي بخشي به آنان براي درك واقعيت‌هاي اجتماعي، مقتضيات و ضرورت‌هاي رفتاري و آموزش قاعده‌مندي و قانون‌پذيري و رفتارهاي هماهنگ و منطبق با واقعيت‌هاي اجتماعي از جمله ديگر كاركردهاي سازمان‌هاي غيردولتي است. اين كاركرد براي شرايط جديد اجتماعي بسيار اساسي و حياتي است. در بستر روابط شبكه تعاملات درون گروهي افراد وارد جريان‌هاي اجتماعي مي‌شوند كه دروني سازي ارزش‌ها، هنجارها و الگوهاي رفتاري به شدت تسهيل مي‌گردد و افراد "زيست در سپهر عمومي" را راحت‌تر تجربه مي‌كنند. بدين‌طريق سازمان‌هاي غيردولتي مي‌توانند بحران اجماع را كه در نتيجه اخلال در روند جامعه‌پذيري بروز يافته است، به خوبي مهار كنند. روابط در اين سازمان‌ها از تركيب روابط اوليه و روابط ثانويه است، از طريق روابط نخستين بين اعضا كه واجد بار عاطفي است، ارزش‌ها، الگوها و هنجارهاي اجتماعي دروني مي‌گردد و افراد بدون احساس اجبار، خود نسبت به مقتضيات زندگي اجتماعي و رعايت الگوهاي رفتاري مجاب مي‌گردند و حتي گرايش مثبت پيدا مي‌كنند.

3. كاركرد جهت‌دهي به مطالبات

يكي از نتايج پيامدهاي مرحله‌گذار ارتقاء و به تعبيري انفجار نيازهاست. در اين فرايند الگوها و هنجارهاي اجتماعي قابليت و ظرفيت خود را براي تحديد نيازها از دست داده و جامعه كانون نيازهاي افسار گسيخته مي‌گردد. نيازهاي پردامنه‌اي كه با ظرفيت‌ها و قابليت‌ها و توان نهادها و سازمان‌هاي اجتماعي براي پاسخگويي به آن‌ها انطباق ندارد. يكي از مشخصات و كاركردهاي سازمان‌هاي غيردولتي لگام زدن و جهت‌دهي به مطالبات و تقاضاهاي دائماً متزايد عناصر و اجزاي اجتماعي است. عدم تطابق بين مطالبات اجتماعي و عدم توان پاسخگويي جامعه به اين نيازها، بالقوه مي‌تواند مبدأ و منشأ بزرگي باشد كه سامان اجتماعي و سياسي را مورد مخاطره قرار مي‌دهد. يكي از مكانيزم‌هاي موثر در مهار اين نيازهاي متزايد، مهار و هدايت و تحديد آن بوسيله سازمان‌هاي غيردولتي و طرح آن در قالبي سامان يافته و با ايجاد تعامل با سازمان‌هاي رسمي جهت تعقيب اين مطالبات است.

4. كاركرد دفاع از حقوق شهروندان

سازمان‌هاي غيردولتي مي‌توانند در صورتي كه از بلوغ كافي برخوردار باشند و به مسيرهاي پرسنگلاخ سياسي شدن و ... فرو نيفتند، شهروندان را در پيگيري مطالبات و حقوق‌شان ياري دهند. اين از جمله كاركردهايي است كه مي‌تواند در سامان دادن و كمك به افراد و نهادهاي اجتماعي بسيار موثر باشد.

 

" نقش و جايگاه سازمان‌هاي غيردولتي در ایران در پیشگیری از ناهنجاری­های اجتماعی"

 سازمان‌هاي غيردولتي در ايران با مشكلات متعددي مواجهند كه تا اين نارسائي‌ها مرتفع نشوند اين سازمان‌ها از ظرفيت كافي براي پيشبرد اهداف خود و يا مهار بحران‌هاي اجتماعي عاجز خواهند بود. يكي از مهمترين مشكلات پيشاروي سازمان‌هاي غيردولتي غلبه بر مشكلات فرهنگي است كه هنوز بسياري از اعضاي جامعه تأمل كافي نسبت به اهداف، جايگاه و كاركردهاي اين سازمان‌ها ندارند. اما مجموعه شرايط نشان مي‌دهد كه تمايل به ايجاد اين سازمان‌ها در عرصه‌هاي متعدد و مشاركت و عضويت در اين نهادها در حال گسترش است و مي‌توان اميدوار بود در آينده اين سازمان‌ها نقش قابل توجهي عهده‌دار شوند. در حال حاضر سازمان‌هايي در عرصه‌هاي متعدد چندين سال است كه فعاليت خود را آغاز كرده‌اند و به تجربيات و دستاوردهاي قابل توجهي دست يافته‌اند. اين تجربه‌ها بسيار گرانقدر است و بيانگر كارآيي بي‌چون و چراي اين سازمان‌ها براي غلبه بر ناهنجاری­های اجتماعي است. اما توان و حجم گسترده موجود سازمان‌هاي غيردولتي به گونه‌اي نيست كه بتواند نقش كاملي در مهار و كنترل بحران‌هاي اجتماعي داشته باشند.

" ابزارهای سازمان‌هاي غيردولتي براي پیشگیری از ناهنجاری­های اجتماعي"

سازمان‌هاي غيردولتي مي‌توانند در مراحل متعدد، ياريگر نظام اجتماعي براي غلبه بر بحران‌هاي خود باشند. اما براي اينكه سازمان‌هاي غيردولتي بتوانند نقش موثري در حيات اجتماعي داشته باشند بايد به ابزارها و قابليت‌هايي مجهز شوند. از جمله اين قابليت‌ها مي‌توان به برخي اشاره كرد:

  1. بهره‌مندي از اهداف روشن، دقيق و بدون ابهام

  2. اجتناب جدي از فرو غلطيدن به عرصه سياسي (سياسي شدن)

  3. در نظر گرفتن مقتضيات زمان و مكان و ملزم كردن خود به رفتار در قالب و چارچوب‌هاي قانوني

  4. اعتماد به نفس و خودباوري براي استفاده از فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي موجود جامعه

  5. اجتناب جدي از دولتي شدن و حفظ هويت خود به عنوان يك سازمان غيردولتي

  6. استفاده مناسب از ظرفيت‌هاي موجود كشور و بويژه نسل پويا و با نشاط جوان براي پيشبرد اهداف خود

  7. توسعه ساختاري و تقويت بنيان‌هاي ستادي خود كه مستلزم به كارگيري اقشار تحصيل كرده، امكان‌سنجي، پيش‌بيني از آينده، درك از آسيب‌ها و مسائل پيشاروي است.

  8. برنامه‌ريزي جهت تقويت بنيه مالي بدون آلوده شدن به فعاليت‌هاي اقتصادي كه خود سم مهلكي براي موجوديت اين سازمان‌هاست.

  9. تعامل مداوم با ديگر سازمان‌هاي غيردولتي و استفاده از پتانسيل‌ها، تجارب، و امكانات آن‌ها در جهت پيشبرد اهداف خود.

  10. تلاش براي ايجاد اعتماد اجتماعي نسبت به خود. اين مهمترين مسئوليت فعلي سازمان‌هاي غيردولتي است كه هم براي مردم و اعضاي جامعه و هم براي سازمان‌هاي رسمي اطميناني نسبت به اهداف خود بيافرينند، در غير اين‌صورت با مشكلات و نارسائي‌هاي متفاوتي مواجه خواهند شد. و بسياري از اقدامات ديگري كه بايد انجام شود تا آن‌ها از توان و ظرفيتي برخوردار گردند كه بتوانند نقش‌آفريني كنند.

در صورت ايجاد قابليت لازم در اين سازمان‌ها، مي‌توان از ظرفيت آن‌ها هم در جهت پيشگيري از بحران‌هاي اجتماعي، هم مهار اين بحران‌ها و هم كمك به اقشار متعدد اجتماعي جهت دسترسي به مطالبات خود بدون فرو افتادن در چالش‌هاي اجتماعي، استفاده كامل به عمل آورد. بنابراين آنچه مهم است خودشناسي، هويت‌يابي و اعتماد به نفس و خودباوري اين سازمان‌هاست كه مي‌تواند آن‌ها را به سوي بلوغ كامل هدايت نموده و از فرو افتادن به مسيرهاي نامناسب جلوگيري كرده و در خدمت منافع و مصالح نظام اجتماعي قرار گيرد.

" توفيق هر چه بيشتر سازمان‌هاي غيردولتي در پیشگیری از ناهنجاریهای اجتماعي"

بايد تأكيد شود كه سازمان‌هاي غيردولتي با هدف پیشگیری از ناهنجاریهای اجتماعي بروز نمي‌يابند، اما يكي از كاركردهاي ناپيدا و مثبت اين سازمان‌ها تأثير در جلوگيري و ممانعت از بروز بحران‌هاي اجتماعي به دليل نقش‌پذيري در سامان دادن به مطالبات آموزش‌هاي اجتماعي، تحديد تقاضاها و نيازها و قانونمند كردن رفتارهاست.

بنابراين در گام اول اين سازمان‌ها بايد در عرصه‌هاي متعدد شكل گرفته و امكان فعاليت در عرصه عمومي بيابند تا بتوانند اين كاركرد را ايفا نمايند.

براي آنكه اين سازمان‌ها نقش بنيادين خود را ايفا نمايند مي‌توان تأكيد كرد:

  1. حساسيت‌هاي اجتماعي و فرهنگي جامعه را در نظر گرفته و متناسب با ارزش‌ها و معيارهاي اجتماعي، اهداف، سياست‌ها و برنامه‌هاي خود را تعريف و تحديد نمايند.

  2. تعامل مداوم بين سازمان‌هاي غيردولتي و اجتناب جدي از رقابت‌هاي ناپخته و تخريب‌گر كه قطعاً اعتماد اجتماعي نسبت به اين نهادها را كاهش خواهد داد و به تبع آن پيشبرد اهداف اين سازمان‌ها را مسدود خواهد كرد. بنابراين مبناي روابط بايد همراهي، يگانگي، ياري و هماهنگي و حمايت متقابل بين سازمان‌ها باشد.

  3. سازمان‌هاي رسمي نبايد سازمان‌هاي غيردولتي را رقيب و يا دگر خود تلقي نمايند كه روند فعاليت آن‌ها را با مشكل مواجه خواهد كرد. بنابراين اين سازمان‌ها به جاي ايجاد چالش و درگيري و صرف انرژي و امكانات خود در اين منازعات بايد اهداف خود را مدنظر قرار داده و در پيشبرد آن همت خود را به خدمت بگيرند.

  4. سودجويي، نفع طلبي و اصولاً نگاه سودمندگرايانه به اين سازمان‌ها و تعقيب اهداف اقتصادي در آن‌ها را بايد مهمترين تهديد براي اين سازمان‌ها در نظر آورد. استفاده از نيروي بيكران اجتماعي آن‌ها را از نيازهاي اقتصادي مستغني خواهد كرد. بنابراين يكي از پيشنهادات اساسي براي پيشبرد اهداف اين سازمان‌ها ترك گفتن اهداف اقتصادي است.

  5. اين سازمان‌ها بايد بتوانند به يك يا چند نياز اجتماعي اقشاري از جامعه پاسخ دهند. كارايي و كارآمدي آن‌ها در ارضاء اين نيازهاي جمعي، موجوديت و امنيت هستي شناختي آن‌ها را تضمين خواهد كرد و بالعكس فرو افتادن در ساختار بوركراتيكي كه هدفش حفظ روساي اين سازمان‌ها و يا تأمين اهداف آن‌ها بدون توجه به پيامدهاي اجتماعي ناشي از عملكرد آن‌ها و يا سوءاستفاده از نيروهاي اجتماعي باشد، بزرگترين سرمايه آن‌ها يعني مشاركت و ميل به عضويت اعضاي جامعه را از دست خواهد داد. بنابراين واقع‌بيني، برنامه‌ريزي، "ارتباط" و جلب اعتماد عمومي بزرگترين اهداف و بزرگترين مكانيزم‌هاي موفقيت اين سازمان‌هاست.

* مدیرعامل موسسه حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی سرای احسان